ادامه خاطرات عملیات محرم قسمت نهم
که متوجه شدم… عراقیها ما رو محاصره کردند من مسلح نبودم! زمانی که کاتیوشا وسط گروه ما منفجر شده بود، متوجه نشدم اسلحه ام چه شد! اسلحه یکی از ارتشی ها روگرفتم. سمت راست تپه را با دوسه نفر از ارتشی ها دور زدیم وبه عراقی ها برخوردیم! باورم نمی شد… به محض این که …








