سردار نظری

خاطرات تصویری

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت هفتم

با اینکه نمیدانستم این انتخاب برای چیست ولی خیلی تلاش کردم جزء این منتخبین باشم. فقط همین را میدانستم هرچه باشد به نوک ستون برای عملیات نزدیکتر میشوم . بعد از گزینش وامتحان شهید بزرگوار احمد قاسمیان و جانباز عزیز محمود بهشتی انتخاب شدند. آموزشهای جداگانه ای از قبیل غواصی را دیدند ،فرماندهان در هر …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت هفتم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت ششم

برای آموزش شنا با تجهیزات کامل و اسلحه ، باید به شهر تبریز میرفتیم تا در استخرهای آب گرم آنجا شنا کردن با تجهیزات کامل نظامی را فرا بگیریم . متوجه عملیات سخت ودشواری که در پیش روی ما بود، شدیم. خود را برای سفر طولانی وعجیب آماده کردیم موقع رفتن فرا رسید، دستور آمد …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت ششم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت پنجم

.ارتباط گردان ما با لشگر و گردان کربلا و دوستانمان به کلی قطع شد وبرای تبادل نشدن اطلاعات، گردان ما را محصور کرده بودند و سریع ما را آماده آموزشهای مختلف آبی خاکی کردند روزها آموزشهای نظامی (سلاح،قطبنما،رزمی،آمادگی جسمانی …..)وشبها آموزش بلم سواری در آبگرفتگیهایی که در آن منطقه وجود داشت آماده میکردند.   شبهای …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت پنجم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت چهارم

اتفاق جالب این بود که برای اولین بار در طول جنگ قرار شد از هر گردان وشهری یک دسته از نیروهای باتجربه و زبده جدا کنند و یک گردان خط شکن تشکیل بدهند ولی هنوز به ما چیزی نگفتند و بدون مقدمه فرمانده گردان کربلا شروع به خواندن اسامی کرد اولین اسم 👈محمود نظری!! از …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت چهارم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت سوم

مدتی بعد متوجه شدم اعزام جدیدی در پیش است وسریع خودم را به سپاه رساندم و ثبت نام کردم و در تاریخ ۶۳/۱۰/۱۰ به سمت جبهه ها اعزام شدیم ولی تعداد زیادی از دوره اعزام قبلی شش ماهه نیامدند حقیقتش من هم دیگه باور نداشتم که عملیاتی صورت بگیرد ولی با ناامیدی همراه گردان کربلا …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت سوم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت دوم

مانند مرخصی قبلی دوباره تاریخ رفتن را به ما اطلاع دادند تا برای اعزام آماده باشیم . آنروز فرا رسید و ما را دوباره به مقر سد دز بردند ولی اعلام کردند که بطور بسیار مخفیانه و سرّی باید به نقطه ای دیگر کوچ کنیم . همه ما را با تجهیزات کامل به تهران بردند …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت دوم ادامه »

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت اول

بعد از مجروحیتم در عملیات والفجر ۴ در منطقه پنجوین عراق و مدتی بستری در بیمارستان امیرالمومنین تهران ، در تلویزیون مارش عملیات نواخته شد و طبق معمول باشنیدن این مارش، اشک در چشمانم جاری شد و فکر دوستان و برادرم فرهاد که در گردان شهید حسین عربعامری( اخوی عرب) در آن منطقه بودند من …

خاطرات دوره 6 ماهه و عملیات بدر سال 1363 قسمت اول ادامه »

خاطراتی از عملیات محرم

…..انفجار خمپاره آنقدرشدید بود که چندین نفر شهید شدن🌹 صدای آشنای مجروحی را درسروصدای گلوله ها وخمپاره ها شنیدم سریع پاشدم نفر پشت سری، لباسم راگرفت گفت بشین الان تیر میخوری توجه نکردم جلوتررفتم منور بالای سرم روشن شد وچهره اش رادیدم… برادرم (فرهاد)بود که حسین رحمانی وشهید علیرضا رضایی درحال بستن زخمهایش بودند واوداشت …

خاطراتی از عملیات محرم ادامه »

در جوار شهید محمد حسن محمدی

سردار نظری در جوار شهید محمد حسن محمدی و رزمندگان تیپ المهدی (عج) شیراز ، چند لحظه قبل از اغاز عملیات فتح المبین که در تاریخ۲\۱\۱۳۶۱ اغاز و در تاریخ ۱۰ فروردین همان ماه به پایان رسید و برای اولین بار بصورت مشترک با ارتش لشکر ۷۷ پیروز خراسان ادغام و با طی ۷ کیلو …

در جوار شهید محمد حسن محمدی ادامه »

تجمعات سازمان دهي شده قبل إز پيروزي انقلاب

 ايران مبارك باد تصوير فوق مربوط به تجمعات سازمان دهي شده قبل إز پيروزي انقلاب در خارج از شهر و در دل كوه مي باشد كه سردار نظري در سن ١٤ سالكي دوران نقاهت جراحات وارده ناشي از درگيري با گارد شاهنشاهي در ميدان شير و خورشيد سابق شهرستان شاهرود و در اثر تيراندازي و …

تجمعات سازمان دهي شده قبل إز پيروزي انقلاب ادامه »

پیمایش به بالا